پنج‌شنبه 14 فروردین 1404

اخبار برگزیده

اخبار مهم

یادداشت

سواد اقتصادی سرکرده القاعده| سلاح مخفی اسامه بن لادن که از آن بی خبرید

فهم اساسی از اقتصاد، کلید درک این موضوع است که مخارج نظامی ما تا چه اندازه فاجعه آمیز است و این دقیقاً همان درکی است که "اسامه بن لادن" از آن برخوردار بود. "اسامه بن لادن" در جوانی در رشته اقتصاد و مدیریت بازرگانی در دانشگاه ملک عبدالعزیز تحصیل کرد و درک او از اقتصاد به سلاح اصلی اش تبدیل شد.
به گزارش نقش فردا- استراتژیست‌ها و مورخان آینده، در حالی که به شرارت‌های بزرگ او اعتراف می‌کنند، احتمالاً روزی به زیرکی استراتژیک “اسامه بن لادن” پی خواهند برد. اسامه بن لادن با حداقل منابع یا فناوری توانست آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی عظیمی ایجاد کند و تقریباً هر دو دشمن اصلی خود یعنی اتحاد جماهیر شوروی کمونیست “بی خدا” و ایالات متحده “حامی صهیونیسم” را به چالش بکشد. بن لادن تنها با استفاده از یک سلاح ساده به این مهم دست یافت، یعنی درک اولیه‌ای از اقتصاد و در نتیجه، آسیب عظیمی که هزینه‌های نظامی وارد می‌کند.

چرا بخش عمده هزینه‌های نظامی آمریکا بیش از اندازه مضر است؟

یک مفهوم ساده اقتصادی تمام چیزی است که ما نیاز داریم تا بفهمیم چرا بخش عمده هزینه‌های نظامی تا این اندازه مضر است. هر نظم زنده چه یک سلول واحد باشد، چه مجموعه‌ای از آن مانند یک انسان، یا مجموعه‌ای از انسان‌ها مانند یک جامعه یا یک شرکت، در یک چرخه ثابت تولید و مصرف ثروت قرار دارد. یک جراح در عمل جراحی ثروت تولید می‌کند که آن را با پول مبادله می‌نماید و سپس با ثروتی که در قالب مسکن، انرژی، غذا و … مصرف می‌کند به مبادله می‌پردازد.

تولید به اصطلاح “کیک اقتصادی” ثروت و نظم جهان را افزایش می‌دهد، در حالی که مصرف آن کیک را کاهش می‌دهد. اگر دولت از مردم مالیات بگیرد و از پول آن برای استخدام ۱۰۰ کارگر برای حفر چاله‌ها استفاده کند، فقط برای پر کردن دوباره چاله ها، کارگران آن کیک اقتصادی را از نظر ثروت مفید افزایش نداده‌اند، اما دستمزد خود را با کالا‌ها و خدمات (کالا‌های غیرنظامی که منجر به زندگی و لذت می‌شوند) معامله می‌کنند و سپس مصرف می‌نمایند. این وضعیت منجر به کوچک شدن خالص کیک اقتصادی به ضرر مالیات دهندگانی می‌شود که از ثروتی که بخشی از زندگی خود را برای ایجاد آن صرف کرده‌اند محروم شده‌اند. برای تحقق رشد اقتصادی کلی، اقدام و همکاری اجتماعی باید برای تسهیل تولید بیش‌تر از مصرف هماهنگ شود.

سواد اقتصادی اسامه بن لادن

نگاهی به مخارج نظامی ایالات متحده

با در نظر گرفتن آن چه گفته شد، اجازه دهید اکنون به مخارج نظامی نگاهی بیندازیم. هر ساله حدود ۱.۵ تریلیون دلار مقداری مشابه کل تولید سالانه اسپانیا که پانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان با تولید ناخالص داخلی ۱.۵۸ تریلیون دلاری دارد، توسط میلیون‌ها نفری که توسط بوروکراسی دفاع ملی و پیمانکاران مرتبط با آن به کار گرفته می‌شوند، مصرف می‌شود که بالگردها، تسلیحات آتی و جت‌های جنگنده را تولید کرده و رزمایش‌های نظامی را طراحی می‌کنند. در این فرآیند، مصرف انبوهی از ثروت واقعی وجود دارد که مالیات دهندگان از آن محروم شده‌اند و کالا‌هایی تولید می‌شوند که زندگی آمریکایی‌ها را بهبود نمی‌بخشند. اگر ایالات متحده مورد تهاجم قرار می‌گرفت، تولید موارد فوق الذکر ارزش ۱.۵ تریلیون دلار ثروت مصرف شده را داشت. با این وجود، از آنجایی که هیچ سناریوی محتملی وجود ندارد که هیچ بازیگری چنین حمله‌ای را انجام دهد مواد و تجهیزات ایجاد شده تقریباً بی ارزش خواهند بود.

هم چنین، موارد ذیل را در نظر بگیرید: در سال ۲۰۲۲، ۲۵۰۰ شرکت برتر جهان در زمینه تحقیق و توسعه، که حدود ۹۰ درصد از هزینه‌های تحقیق و توسعه در سراسر جهان را تشکیل می‌دهند، شرکت‌هایی مانند آمازون، تویوتا، گوگل، مایکروسافت و فولکس‌واگن، حدود ۱.۴۴ تریلیون دلار را خرج و در نتیجه مصرف کردند، که به طور واقعی، تحقیقات خود را در جهان متحول کردند، زیرا آنان به طور واقعی تولید خود را در جهان متحول ساختند، نوآوری‌هایی که واقعاً جهان را درست در مقابل چشمان ما متحول می‌کنند. بنابراین، مصرف سالانه ثروت مربوط به دفاع ملی ایالات متحده شبیه به مصرفی است که در تحقیق و توسعه شرکت‌ها توسط سیاره کره زمین مصرف می‌شود.

طبق برآورد صورت گرفته توسط “گراک” چت بات مبتنی بر هوش مصنوعی، ایجاد تمام ساختمان‌ها و زیرساخت‌های شهری در ایالات متحده که بتواند ۵۰۰۰۰۰ نفر را همانند شهر میامی در خود جای دهد، حدود ۲۵۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. از این رو، می‌توانیم تخمین بزنیم که حدوداً شش شهر به اندازه میامی می‌توانند هر سال ساخته شوند اگر به جای مصرف ۱.۵ تریلیون دلار ثروت برای هزینه‌های نظامی شهر‌ها را بسازیم.

یکی از اصلی‌ترین دلایلی که چین هر سال شهر‌های زیادی به اندازه میامی مملو از آسمان‌خراش‌ها ایجاد می‌کند همین موضوع است، در حالی که ایالات متحده در بدهی‌های عمیق‌تری فرو می‌رود و  شهروندان آمریکایی را در جایگاه امروزی قرار داده است، جایی که حدود ۲۰ درصد مالیات‌های مان صرف پرداخت سود بدهی عظیم ۳۶ تریلیون دلاری می‌شود.

هزینه‌های نظامی به رشد اقتصادی منتهی نمی‌شوند

اگر هزینه – مصرف نظامی واقعاً به رشد اقتصادی منتهی می‌شد، اتحاد جماهیر شوروی سابق همیشه عقب مانده و فقیر و کره شمالی امروزی با ارتش‌های نسبتاً بزرگ خود کشور‌هایی مرفه بودند. با این وجود، منطق اقتصادی ساده به آسانی به توضیح این که چرا آن کشور‌ها چنین نشدند کمک خواهد کرد. اگر هزینه – مصرف نظامی برای اقتصاد بد است، پس جنگ همه جانبه موضوعی بدتر است. چگونه می‌توان تعداد بیشتری از مردم را از تولید کالا‌های بازار آزاد بازداشت و کاهش کیک اقتصادی به منظور افزایش تعداد تسلیحات که سپس برای از بین بردن ثروت، جان انسان ها، زندگی و زیرساخت‌ها استفاده می‌شوند را پذیرفت؟

تصور کنید که ما ۵۳۵ عضو کنگره را به پنج گروه ۱۰۷ نفری تقسیم کنیم و هر سه ماه یکبار هر گروه به طور متناوب یک هفته به دیدار سیاستمداران و خانواده‌های آنان در کشور‌های بفرستیم و آنان از سیاستمداران خارجی در ایالات متحده میزبانی کنند. تنها ظرف مدت یک سال، این پنج گروه به طور قابل توجهی با همنوعان خود از ۲۰ کشور جهان تعامل خواهند داشت، و برای غلبه بر ایدئولوژی اسطوره‌ای خیر در مقابل شر که باعث شد اروپایی‌ها از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ در جنگ جهانی اول به قتل عام یکدیگر بپردازند، به دلایلی که از میان میلیون‌ها نفر امروزی نمی‌دانند یا به آن اهمیت نمی‌دهند، موفق شوند.

اسامه بن لادن از توان درک اقتصادی برخوردار بود

بدیهی است که فهم اساسی از اقتصاد، کلید درک این موضوع است که مخارج نظامی ما تا چه اندازه فاجعه آمیز است و این دقیقاً همان درکی است که “اسامه بن لادن” از آن برخوردار بود. “اسامه بن لادن” در جوانی در رشته اقتصاد و مدیریت بازرگانی در دانشگاه ملک عبدالعزیز تحصیل کرد و درک او از اقتصاد به سلاح اصلی اش تبدیل شد. او استراتژی خود را در پیامی به مردم آمریکا در ۱ نوامبر ۲۰۰۴ میلادی این گونه بیان کرد:”ما در کنار مجاهدین ۱۰ سال با روسیه جنگیدیم تا این که ورشکست شد و با شکست مجبور به عقب نشینی شد. بنابراین، ما این سیاست را ادامه می‌دهیم تا آمریکا را تا سرحد ورشکستگی به خون بکشیم… به خواست خدا و هیچ چیز بزرگتر از خداوند نیست… تنها کاری که باید انجام دهیم این است که دو مجاهد را به دورترین نقطه شرقی بفرستیم تا تکه پارچه‌ای که روی آن نوشته شده القاعده برافراشته شود تا ژنرال‌ها را در آنجا به رقابت وادار کنیم تا آمریکا متحمل خسارات انسانی، اقتصادی و سیاسی شود بدون این که آنان به غیر از منافع برای شرکت‌های خصوصی خود چیز قابل توجه داشته باشند… به اذن خدا، هر دلار القاعده یک میلیون دلار را شکست داد، علاوه بر از دست دادن تعداد زیادی از مشاغل… در مورد کسری اقتصادی، این رقم به اعداد نجومی بی سابقه‌ای رسیده است که در مجموع بیش از یک تریلیون دلار تخمین زده می‌شود… حتی خطرناک‌تر و تلخ‌تر از آن برای آمریکا این است که مجاهدین اخیرا بوش را مجبور کردند برای ادامه جنگ در افغانستان و عراق به کمک‌های مالی اضطراری متوسل شود، که این خود گواه موفقیت طرح خونریزی تا سرحد ورشکستگی است… و همه این موارد نشان می‌دهند که بازنده واقعی … شما هستید… این مردم آمریکا و اقتصاد آن هستند که بازنده هستند”.

سواد اقتصادی اسامه بن لادن

شرمساری‌ برای آمریکایی‌ها و آمریکا

این مایه شرمساری برای آن چیزی است که از آزادی و سرمایه داری آمریکا باقی مانده، چرا که مردی در غاری هزاران کیلومتر دورتر که سالهاست مرده، توانسته بود قبیله گرایی و نادانی اقتصادی آمریکا را تشخیص دهد. اقتصاد آمریکا نه تنها در حال نابودی است، بلکه آزادی‌های شهروندان آمریکایی نیز در حال نابودی است، زیرا طرح این قبیل انتقادات در آمریکا بر برچسب هایی، چون “غیر وطن‌پرستانه” یا “یهودستیزانه” بودن مواجه می‌شوند و به صورت بالقوه هرگونه انتقادی از مداخلات نظامی اخیر آمریکا در عراق، افغانستان، لیبی، یمن و سوریه که در راستای دفاع از منافع صهیونیسم بودند، “سخنان نفرت پراکنانه” قلمداد می‌شوند. چرا بشر به اشتباهات جنگ افروزانه خود ادامه می‌دهد؟ چون جهل اقتصادی به همین شکل باقی می‌ماند. به قول “جان تولند” مورخ بزرگ “این طبیعت انسان و نه تاریخ است که خود را تکرار می‌کند”.

منبع: اقتصاد24

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

کپی‌رایت ۲۰۲3, تمامی حقوق متعلق است به نقش فردا است @ طراحی شده در آتلیه نقش فردا