به گزارش نقش فردا؛ الهام جوادی – بازی از آنجا شروع می شود که وسوسه می شوید تا خرید قسطی بدون کارمزد از اسنپ پی انجام دهید، هر روز متقاضیان خرید چهار قسطی از اسنپ پی افزایش می یابد و تعداد فروشگاه ها و خدمات دهندگان هم بیشتر می شود.
کافیست در یک مرکز خرید و به اصطلاح مال بزرگ قدم بزنید تا تعداد زیاد فروشگاه هایی که به این طرح پیوسته اند را مشاهده کنید.
خرید قسطی یک ترفند جذاب برای خریدار است، اما از طرفی راحتی خرید بخصوص در هنگام خرید حضوری وسوسه برای انجام خرید های بیشتر را هم زیاد می کند. در این زمان که تورم روز به روز بیشتر می شود و سفره مردم کوچک تر، قطعا خرید کردن چهار قسطه راه حل مناسبی برای تامین نیازهای روزمره است.
اما چیزی که این میان آدم را به شک می اندازد میزان سود و زیان از این خرید است؟
قطعا این سوال را از خودتان پرسیده اید که با این خرید سود کرده اید یا زیان؟
اصلا چطور ممکن است در بازاری که تورم روز به روز بالا می رود فروشنده کالا یاخدماتش را به صورت چهار قسطه به فروش برساند؟
در فضای مجازی هم این بحث داغ شده است، عده ای با هزار دلیل و برهان می خواهند ثابت کنند که خرید قسطی از اسنپ پی نه به نفع خریدار است نه فروشنده.
اما پول این «چهار قسط بدون سود» از کجا میآید؟

برای پاسخ به این سؤال باید کمی از تبلیغات فاصله بگیریم و سازوکار خرید اعتباری را بررسی کنیم.
اسنپپی مدل خود را بر پایه خرید «الان بخر، بعداً پرداخت کن» یا همان BNPL بنا کرده است؛ یعنی مشتری کالا یا خدمت را امروز دریافت میکند، اما پرداخت کامل آن را به چند ماه آینده موکول میکند. در مدل چهارقسطی اسنپپی، خریدار یکچهارم مبلغ را هنگام خرید میپردازد و باقی مبلغ را در سه قسط بعدی پرداخت میکند. خود اسنپپی نیز اعلام کرده که این خرید برای مشتری بدون سود و کارمزد است.
پس اولین سؤال منطقی این است:
اگر خریدار سود نمیدهد، فروشنده هم قرار نیست رایگان این اعتبار را تأمین کند، و اسنپپی هم یک کسبوکار تجاری است، هزینه این چرخه دقیقاً از کجا تأمین میشود؟
اینجا همان نقطهای است که بخش زیادی از بحثهای فضای مجازی شکل میگیرد.
فروشنده واقعاً ضرر میکند؟
یکی از ادعاهای مطرحشده این است که اسنپپی هزینه یا کارمزدی را از فروشگاه دریافت میکند و بنابراین فروشنده عملاً بخشی از مبلغ فروش خود را از دست میدهد.
اما اینجا باید بین دو موضوع تفاوت قائل شد.
دریافت کارمزد از پذیرنده، بهخودیخود به معنی ضرر فروشنده نیست.
فروشنده ممکن است حاضر باشد بخشی از مبلغ فروش را بهعنوان هزینه جذب مشتری، افزایش فروش یا دسترسی به مشتریان جدید پرداخت کند. درست مانند هزینهای که یک فروشگاه برای تبلیغات، اجاره شعبه در یک مرکز خرید یا استفاده از درگاه پرداخت میپردازد.
در واقع سؤال مهمتر این است که:
فروشنده پس از استفاده از اسنپپی در مجموع بیشتر سود میکند یا کمتر؟
اگر فروشگاهی بدون اسنپپی در ماه ۱۰۰ خرید داشته باشد و با استفاده از این سرویس به ۱۵۰ خرید برسد، ممکن است پرداخت هزینه به اسنپپی برایش توجیه اقتصادی داشته باشد؛ حتی اگر در هر تراکنش مبلغی از فروش خود را بهعنوان هزینه این خدمت پرداخت کند.
از طرف دیگر، اگر فروشنده همان کالا را به مشتری نقدی با قیمت پایینتری میفروشد اما در فروش با اسنپپی قیمت را افزایش میدهد، داستان متفاوت میشود.
بنابراین برای اینکه بگوییم اسنپپی به فروشنده ضرر میزند، باید قیمت کالا، حاشیه سود، هزینه خدمات و میزان افزایش فروش را کنار هم بگذاریم؛ نه اینکه صرفاً وجود یک کارمزد احتمالی را مساوی با ضرر بدانیم.
اما یک خطر جدی برای خریدار وجود دارد
جالب اینجاست که حتی اگر فرض کنیم خرید چهارقسطه واقعاً بدون سود و کارمزد باشد، باز هم نمیتوان گفت این روش همیشه به نفع مصرفکننده است.
چرا؟
چون قسطی شدن خرید، درد پرداخت را کاهش میدهد.
وقتی قرار نیست امروز کل مبلغ یک کالا را پرداخت کنیم، تصمیم برای خرید آسانتر میشود. کالایی که شاید در حالت نقدی به دلیل قیمت بالا از خریدنش منصرف میشدیم، ناگهان با یک پرداخت یکچهارمی قابل دسترس به نظر میرسد.
خود اسنپپی نیز در تبلیغاتش خرید چهارقسطی را برای طیف گستردهای از کالاها و خدمات، از پوشاک و لوازم خانه گرفته تا طلا و خدمات مختلف، تبلیغ میکند.
بنابراین ممکن است مشکل اصلی «سود بانکی» نباشد؛ بلکه افزایش قدرت خرید ظاهری مصرفکننده باشد.
فرض کنید فردی ۲۰ میلیون تومان درآمد ماهانه دارد و تصمیم گرفته بیشتر از ۵ میلیون تومان برای خرید یک کالا هزینه نکند. اگر همان کالا را بتواند با پرداخت اولیه ۵ میلیون تومان و سه قسط دیگر خریداری کند، ممکن است تصمیمی بگیرد که در شرایط نقدی هرگز نمیگرفت.
در این حالت اسنپپی لزوماً گرانتر خریدن را به او تحمیل نکرده است؛ اما خرید کردن را برای او آسانتر کرده است.
و این دو موضوع با هم تفاوت دارند.
پس بالاخره اسنپ پی به نفع چه کسی است؟
پاسخ کوتاه این است: بستگی دارد با چه شرایطی از آن استفاده کنیم.
اگر کالایی را با قیمت واقعی بازار پیدا کنیم، قیمت خرید با اسنپپی با قیمت نقدی تفاوتی نداشته باشد، به آن کالا نیاز داشته باشیم و مطمئن باشیم که اقساط آینده را بدون فشار مالی پرداخت میکنیم، خرید چهارقسطی میتواند برای مصرفکننده جذاب و حتی در شرایط تورمی منطقی باشد.
در چنین شرایطی، خریدار عملاً کالا را با قیمت امروز میخرد و بخشی از پول آن را در ماههای آینده پرداخت میکند؛ موضوعی که در اقتصاد تورمی میتواند برای مصرفکننده مزیت داشته باشد.
اما اگر صرفاً به دلیل اینکه «قسطی است» کالایی را بخریم که به آن نیاز نداریم، یا برای خرید آن مجبور شویم تعهدات ماههای آینده خود را افزایش دهیم، داستان کاملاً متفاوت است.
در این حالت، چهار قسط بدون سود هم میتواند به یک تصمیم مالی بد تبدیل شود.
یک آزمایش ساده برای تشخیص خرید خوب
قبل از استفاده از اسنپپی، کافی است سه قیمت را با هم مقایسه کنیم:
قیمت همان کالا در خرید نقدی + قیمت همان کالا در اسنپپی + قیمت همان کالا در چند فروشگاه دیگر.
اگر قیمت نهایی تفاوتی نداشت و خرید هم واقعاً مورد نیاز بود، چهارقسطی شدن پرداخت لزوماً به معنای ضرر نیست.
اما اگر کالایی که با عنوان «خرید اقساطی بدون سود» تبلیغ میشود، در مقایسه با بازار قیمت بالاتری داشته باشد، دیگر عبارت «بدون سود» بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که معامله برای خریدار ارزان تمام شده است.
در نهایت، «بدون سود» با «ارزانترین خرید ممکن» یکی نیست.
اما یک سؤال هنوز بیپاسخ مانده است…
اگر اسنپپی از خریدار سود و کارمزد نمیگیرد، پس مدل درآمدی آن دقیقاً چگونه کار میکند؟ فروشنده چه هزینهای پرداخت میکند؟ تسویه با فروشگاه چگونه انجام میشود و اسنپپی از این چرخه چه درآمدی به دست میآورد؟
این همان بخش مهمی است که برای قضاوت درباره ادعای «ضرر فروشنده» باید شفاف شود.
تا زمانی که عدد و رقم واقعی هزینههای پذیرنده، نحوه تسویه و مدل درآمدی منتشر نشود، نمیتوان صرفاً بر اساس ادعاهای فضای مجازی گفت اسنپپی کلاه سر فروشنده یا خریدار میگذارد.
آنچه فعلاً میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است:
اسنپپی یک ابزار مالی است؛ نه جادو.
اگر خریدی که قرار بوده امروز ۱۰ میلیون تومان باشد، واقعاً همان ۱۰ میلیون تومان تمام شود و شما آن را در چهار قسط پرداخت کنید، «چهار قسطه» شدن به خودی خود کلاهبرداری نیست.
اما اگر همین امکان باعث شود کالای غیرضروری بخریم، قیمت کالا را با بازار مقایسه نکنیم یا بیش از توان مالیمان تعهد قسطی ایجاد کنیم، ممکن است بدون پرداخت حتی یک ریال سود، باز هم از نظر مالی تصمیم اشتباهی گرفته باشیم.
شفافسازی؛ حلقه مفقوده
در نهایت نمیتوان صرفاً با ادعاهای مطرحشده در فضای مجازی، اسنپپی را متهم به ضرر رساندن به خریدار یا فروشنده کرد. اما از سوی دیگر، «بدون سود و کارمزد» بودن نیز به تنهایی به معنای ارزانتر بودن خرید نیست.
به نظر میرسد شفافسازی درباره هزینههای پرداختی فروشندگان، نحوه تسویه و مدل درآمدی اسنپپی میتواند به بسیاری از این ابهامها پایان دهد.
در شرایطی که خرید چهارقسطی هر روز در حال گسترش است، شاید مهمترین سؤال این باشد:
هزینه واقعی «چهار قسط بدون سود» را در نهایت چه کسی پرداخت میکند؟














