امروز که دلار از مرز 200 عبور کرده و شرایط کشور در شرایط نسبتا بحرانی قرار داشته و دارد و دو جنگ را پشت سر گذاشته است، حضور بیش از 3000 نفر پای صندوق رای با احتساب افرادی که پای صندوق رای حاضر شدند اما به هر دلیلی موفق به رای دادن نشدند (بر اساس اعلام کارشناس حاضر در انتخابات) نشان دهنده مشارکت حدود 40 مشارکت در پای صندوق رای است این امر پیش از این به روایت پیشکسوتان اتحادیه امری بی سابقه تلقی شده است.
این امر زمانی شکل جدیدتری به خود میگیرد که این افزایش مشارکت زمانی اتفاق میافتد که باید بدانیم هیات مدیره سه نفره شده و عملا کارنامهای هم پیش روی اعضا بوده است بنابراین مشارکت در انتخابات این دوره به معنای آگاهی و شناخت از افرادی است که کارنامه 4 ساله برای ارائه داشتند و همچون دوره گذشته افراد تازه واردی نبودند که کارنامه ای برای ارائه نداشته باشند. پس این حضور و میزان مشارکت بر سر آگاهی اعضا نسبت به اتفاق رخ داده است.
موضوع دیگری که باید به آن پرداخت اصل موضوع مطالبه گری از هیات مدیره منتخب است، هر زمانی که فردی به مسئولیت گمارده شده یا منتخب میشود طبیعی است که باید نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشد، اما در تشکل های صنفی ی تفاوت اساسی وجود دارد که در پاسخ به برخی مطالبی که اخیرا نشر یافته به آن اشاره و تاکید کرد. هیات مدیره همانطور که از اسم آن هم مشخص است هیات مدیره است یعنی مدیریت امور تشکل را بر عهده دارد و اتفاقا تفاوت اصلی در این دوره باید این موضوع باشد که در کنار تمام تلاش های افراد منتخب این خود اعضا هستند که با مشارکت خود میتوانند امور را مدیریت کنند و از توان تک تک اعضا برای پیشبرد، حل یا پیگیری موضوعات استفاده کرد.
گفتمان هیات مدیره منتخب به خوبی در بیانیه اتحاد فردا خود را نشان داده است، ارتباطی دو سویه میان اتحادیه و اعضا باید برقرار باشد، اتحادیه کارآمد به اعضای آگاه، مسئول و مشارکت جو نیاز دارد و در این بیانیه مسئولیت مشترک میان اعضا و اتحادیه تعریف شده است در بخشی از این بیانیه به شناخت و رعایت الزامات قانونی و صنفی، انتقال بهموقع مسائل، مشارکت در تصمیمسازیها و حضور فعال در رستهها و کمیسیونها، بخشی از همین مسئولیت مشترک اشاره شده است.
بنابراین ایجاد گفتمان مطالبه بدون مشارکت اعضا که برخی افراد بر آن دامن میزنند راهبردی اشتباه است، راهبرد درست آن است که اعضا نه در مقابل هیات مدیره بلکه در کنار هیات مدیره در مقابل حاکمیت تعریف شود تا بتواند از هر ظرفیتی برای ایجاد مطالبه گری که بعضا در تک تک اعضا وجود دارد بروز و ظهور پیدا کند.
گفتمان غالب در دوره سیزدهم اتحادیه این است که «قدرت اتحادیه به اعضای آن است» بنابراین تک تک افراد این صنف در موفقیت این دوره سهیم هستند و باید از بازتولید گفتمانهای منسوخ شده که اتحادیهها را بخش دولتی پنداشته جلوگیری کرد و اجازه دهیم بعد از سالها تفکر نو شکل گرفته به جایگاه واقعی اتحادیه ها کمک کند.
نه تنها سه نفر بلکه حتی تجربه دوره دوازدهم نشان داد 100 نفر فعال در کمیسیون ها را پیشبرد تمام موضوعات هم کم است پس برای تحقق خواسته های یک صنف به همه 7000 نفری که واجد شرایط بودند نیاز است تا با این همبستگی امور به نحو بهتری پیش برود.
دوره سیزدهم آغاز یک مسیر جدید در ارتباط دو سویه میان اعضا و هیات مدیره است نه جاده یک طرفه، اینجا انتخاب برای مطالبه گری نیست برای جذب مشارکت بیشتر است.














