به گزارش نقش فردا؛ «بیژن مرتضوی به ایران بازگشت». این خبری بود که انتشار آن در فضای مجازی بسیاری از مخاطبان موسیقی و هواداران خوانندگان خارج از کشور را شوکه کرد؛ خبری کوتاه که میشد آن را دومین بمب خبری بعد از بازگشت محسن نامجو به ایران ارزیابی کرد. تفاوت این خبر با ماجرای بازگشت محسن نامجو به ایران اما این بود که پیش از بازگشت محسن نامجو به ایران، با انتشار یک ویدئو زمینهسازی لازم صورت گرفته بود و فقط زمان بازگشت او مطرح بود. اما انتشار خبر بازگشت بیژن مرتضوی یکباره و شوکهکننده بود و پیش از آن حتی شایعاتی نیز در این باره شندیه نمیشد.
مرتضوی با انتشار ویدئویی که مشخص بود در کشوری غیر از ایران ضبط شده، حضور خود در ایران را تکذیب کرد. البته مرتضوی پیش از این با انتشار قطعهای به یاد بچههای میناب، پالسهای مثبتی برای بازگشت به ایران منتشر کرده بود، اما این پالسها آنقدر قدرتمند نبود که بازگشت قریبالوقوع او را تأیید کند.
مرتضوی در این ویدئو به بهمن بابازاده که اول بار خبر را اعلام کرده بود، تاخت و از خبرنگاران خواست از پخش اخبار دروغ جلوگیری کنند. واکنش بهمن بابازاده قضیه را پیچیدهتر کرد زیرا با انتشار متنی اعلام کرد که خیلی زود مدارکی را درباره رفتوآمدهای مکرر مرتضوی به ایران در ماههای اخیر منتشر خواهد کرد.
اسناد و مدارکی که خیلی زود منتشر شد و نشان میداد مرتضوی در ماههای اخیر برای فروش اموال و داراییهایش در شمال کشور به ایران رفتوآمد داشته است.
انتشار این اسناد و مدارک و تکذیب بیژن مرتضوی، پرسشهای اساسیتری را پیش کشید؛ مگر بازگشت به ایران چه هزینهای برای هنرمندان خارج از کشور دارد که آنها علاقهمند هستند این بازگشت و رفتوآمد احتمالی را مخفی نگه دارند؟ و دوم اینکه چه کسانی هزینه بازگشت چهرههایی مثل بیژن مرتضوی را تا این اندازه بالا بردهاند که آنها مجبور میشوند بازگشت خود به ایران را تکذیب کنند؟
اسنادی از سفرهای بیژن مرتضوی به ایران
بعد از اینکه بیژن مرتضوی خبر بازگشت به ایران را تکذیب کرد، پیج اینستاگرامی وبسایت بیلبورد فارسی با انتشار چند فایل صوتی درباره بازگشت بیژن مرتضوی نوشت: «انتشار خبر رفتوآمد بیژن مرتضوی به ایران در ماههای اخیر در بیلبورد فارسی، از صبح امروز موج خبری بزرگی را در جریان رسانهای کشور باعث شده است. مشاهدات میدانی و تأیید چندین منبع و فرد موثق درباره این خبر، باعث شد بیلبورد فارسی بر اساس رسالت حرفهای خود مبنی بر دفاع از حقوق هنرمندان ایرانی برای بازگشت به وطن بدون هیچ مشکل و حاشیهای، آن را منتشر کند.»
در ادامه گزارش بیلبورد فارسی آمده است که بیژن مرتضوی حداقل چهار بار در دو ماه گذشته به ایران آمده است و عکسهای حضور او در ایران هم موجود است: «عکسهای یادگاری فراوانی از این موضوع در اختیار ما است که در تهران، پارک نیاوران، پونک و شمال ایران ثبت شده که غیرقابل انکار است.»
در بخشهای بعدی این گزارش، بهمن بابازاده بخشی از گفتوگوهای وبسایت بیلبورد فارسی با بیژن مرتضوی را منتشر کرد و از مخاطبان خواست درباره شکل معاشرت بیژن مرتضوی با این رسانه و تلاش این خواننده برای حفظ ارتباط دوجانبه قضاوت کنند.
اما بابازاده و بیلبورد فارسی در فراز پایانی گزارش به نکته قابل توجهی اشاره کرده بودند که تا حد زیادی خبر رفتوآمدهای مرتضوی به ایران را تأیید میکند: «نکته جالب اینکه صفحه اینستاگرام بیژن مرتضوی تا حدود یک ماه پیش بخش فالووینگهایش قابل نمایش نبود؛ موضوعی که برخی آن را نشانه حضور او در ایران میدانستند. حالا این بخش دوباره قابل مشاهده است و همین موضوع باعث شده گمانهزنیهایی درباره حضور فعلی او در خارج از کشور مطرح شود.»
چرا خبر رفتوآمد به ایران برای مرتضوی حساس شد؟
سرعت عمل بیژن مرتضوی در تکذیب سفرش به ایران، نشان از نگرانیهای او درباره رفتوآمد به ایران دارد؛ نگرانیای که مشخص میکند این هنرمند ایرانی علیرغم مهاجرت طولانیمدت، هنوز وابستگیهای اقتصادی و عاطفی در ایران دارد که نمیتواند از آنها دل بکند.
به نظر میرسد این وابستگیها بیشتر ابعاد اقتصادی دارد و با توجه به اینکه بعد از جنگ چهلروزه میان ایران و آمریکا و اسرائیل، اموال بسیاری از سلبریتیهای خارج از کشور و اقوام آنها توقیف شده، طبیعی است که افشای رفتوآمد به ایران مرتضوی را نگران کند که از سمت حاکمیت ایران اختلالی در بحث فروش اموال ایران توسط حاکمیت به وجود بیاید.
چه آنکه در جریان جنگ چهلروزه، سخنگوی قوه قضائیه در صداوسیما اعلام کرده بود که بیش از ۲۰۰ کیفرخواست برای توقیف اموال سلبریتیهای خارج از کشوری که علیه حاکمیت و ایران موضع گرفتند، صادر شده است.
بنابراین این موضوع را میتوان یک اهرم فشار مناسب در دستان حاکمیت برای بازگرداندن یا تعدیل موضع سلبریتیهای خارجنشین در ایران ارزیابی کرد؛ اهرمی که چهرهای مانند مرتضوی را هم نگران کرده تا مبادا حاکمیت از آن علیه او هم استفاده کند. بر اساس این گمانه، نفع و صلاح مرتضوی در این است که این رفتوآمدها هرچه بیشتر مخفی بماند تا این خواننده و موزیسین ایرانی با خیال راحتتری به امور اقتصادی خود در ایران بپردازد.
ماجرای واشقانی؛ حلقه ارتباط مرتضوی با داخل کشور
اما موضوع دیگری که نشان میدهد بیژن مرتضوی ارتباط خود را با داخل کشور حفظ کرده، فقط ارتباط با وبسایت بیلبورد فارسی نیست، بلکه ماجرای ملاقات و گفتوگوی نیلا فرخی، همسر بیژن مرتضوی، با مجید واشقانی است.
ملاقاتی که اتفاقی یا دوستانه نبوده است و به حضور واشقانی در برنامه فرخی و یک گفتوگوی مفصل منجر شده است؛ گفتوگویی که بسیار جنجالی و پرحاشیه شد و در آن مجید واشقانی ضمن دفاع از برنامه پرحاشیه «رُک» و مواضع خودش اعلام کرد: «هر نهاد حکومتی، نیمهحکومتی و پنهان حکومتی اگر هزار تومان به برنامه رُک کمک کرده، رسماً اعلام کند.»
انتشار خبر گفتوگوی فرخی با مجید واشقانی میان ایرانیان اپوزیسیون خارج از کشور موج بزرگی ایجاد کرد و آنها را وادار کرد تا مستقیماً از بیژن مرتضوی انتقاد و او را تهدید به تحریم کنسرتهایش کنند.
بیژن مرتضوی هم ضمن دفاع از همسرش بهطور رسمی اعلام کرد: «همسر من یک مجری مستقل است و حضور مجید واشقانی در برنامه او به معنی تأیید عملکرد واشقانی نیست.»
ایرانیان مخالف حاکمیت در خارج از کشور اما ظاهراً کاری با صحبتهای مرتضوی نداشتند و آنقدر خشمگین بودند که صرف حضور واشقانی در برنامه همسر او را دستاویزی قرار دهند برای حمله به مرتضوی و تحریم کنسرت او.
فشارها به کنسرت ونکوور رسید
بعد از انتشار برنامه فرخی و واشقانی، شدت فشارها به قدری بالا گرفت که هنگامه برزین، خواننده ایرانی که قرار بود در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ کنسرت مشترکی با بیژن مرتضوی در ونکوور کانادا برگزار کند، با انتشار پستی خبر از عدم حضور خود در این برنامه داد و در صفحه شخصی خود نوشت: «با دلی پر از شوق برای دیدار شما عزیزان و اجرای کنسرت آماده بودم، ولی به علت شرایط پیشبینینشده، قادر نیستم در تاریخ ۱۹ سپتامبر در کنار شما هموطنان مقیم ونکوور باشم. بهزودی و در شرایط مناسب به دیدارتون میام.»
البته هنگامه توضیح نداده که مقصودش از شرایط پیشبینینشده چیست، اما مشخص است که منظور فشارهایی است که بعد از پخش برنامه همسر مرتضوی با واشقانی و برخی از موضعگیریهای این خواننده بهطور فزایندهای افزایش یافته است؛ فشارهایی که در نهایت باعث شده هنگامه عطای کار در کنار مرتضوی را به لقایش ببخشد.
اینجا یک نکته دیگر هم مشخص میشود و آن موضوع اعمال فشار توسط ایرانیان خارج از کشور بر سلبریتیهایی است که قصد دارند ارتباط خود با داخل ایران را حفظ کنند.
به هر حال، چهرهای مثل بیژن مرتضوی به لحاظ شغلی هنوز وابسته به محل سکونت خود است و برای کسب درآمد به برگزاری کنسرت و ساخت برنامه در محل سکونت خود نیاز دارد. به همین خاطر، اگر قرار باشد این فشارها به درجهای برسد که وضعیت شغلی مرتضوی را مختل کند، او ترجیح میدهد که اخبار رفتوآمدش به ایران مخفی باقی بماند.
پس بیژن مرتضوی و سایر ایرانیان خارج از کشور را باید قربانی دو سوی یک بردار دانست. از یک سو، حاکمیتی که قصد دارد از اهرمهای فشار خود برای تأثیر بر مواضع سلبریتیهای خارج از کشور استفاده کند و از طرف دیگر، اپوزیسیونی که میکوشد هزینه هرگونه ارتباط با ایران را برای سلبریتیهای خارج از کشور بالا ببرد. نتیجه این رویکرد این است که بیژن مرتضوی میان ماندن و رفتن سرگردان باقی میماند و خودش هم بهطور دقیق نمیداند که باید چه تصمیمی بگیرد.
منبع: رویداد24














