طبق گزارش «گزارش کامل ملی تابآوری اقتصاد دیجیتال در بحران اینترنت ۱۴۰۴–۱۴۰۵» که توسط انجمن بلاک چین ایران منتشر شده است، در دوره جنگ ۱۲ روزه و شرایط بحرانی آن مقطع، بسیاری از فعالان اقتصادی با درک حساسیت شرایط، نگرانی اصلی خود را متوجه جلوگیری از تشدید بحران کرده بودند. در آن مقطع، روایت غالب این بود که ادامه اختلالها میتواند اقتصاد دیجیتال کشور را با خطر فروپاشی مواجه کند. اما امروز، پس از حدود ۷۹ روز قطع کامل اینترنت و اختلال و بیثباتی گسترده در دسترسی به اینترنت بینالملل، بخش خصوصی با واقعیتی متفاوت روبهرو است: بخشی از خسارتها دیگر قابل بازگشت نیست.
کسبوکارهای کوچک و متوسط بیشترین آسیب را در قطعی اینترنت متحمل شدهاند
کسبوکارهای کوچک و متوسط که ستون اصلی اشتغال و پویایی اقتصاد دیجیتال کشور را تشکیل میدادند، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. بسیاری از این کسبوکارها به دلیل محدودیت منابع مالی، ناتوانی در حفظ مشتری، از دست رفتن کانالهای بازاریابی، اختلال در ارتباطات بینالمللی و کاهش شدید جریان درآمدی، وارد مرحله تعدیل نیرو، توقف فعالیت یا تعطیلی کامل شدهاند. در مقابل، برخی شرکتهای بزرگتر صرفاً با اتکا به ذخایر مالی، زیرساخت گستردهتر یا دسترسیهای محدودتر توانستهاند بخشی از فشار موجود را مدیریت کنند؛ وضعیتی که خود منجر به تشدید شکاف عملیاتی در اکوسیستم اقتصاد دیجیتال شده است.
مسئله امروز کسبوکارها، بقا و جلوگیری از حذف کامل از بازار است
آنچه امروز در حال وقوع است، صرفاً یک اختلال فنی یا کاهش کیفیت خدمات اینترنتی نیست. اختلال اینترنت اکنون به عاملی مستقیم در کاهش تولید، تضعیف اشتغال، از بین رفتن سرمایهگذاری و کاهش اعتماد عمومی به آینده اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شده است. بسیاری از شرکتها دیگر درباره کاهش رشد یا افت سود صحبت نمیکنند؛ مسئله امروز، بقا و جلوگیری از حذف کامل از بازار است.
اینترنت طبقاتی نتوانسته نیاز اکوسیستم اقتصاد دیجیتال را تأمین کند
در این میان، سیاستهایی نظیر دسترسیهای محدود، موردی و طبقاتی نیز نتوانستهاند پاسخگوی نیاز واقعی اکوسیستم اقتصاد دیجیتال باشند. تجربه ماههای اخیر نشان داده است که اینترنت محدود و تفکیکشده، نهتنها جایگزین اینترنت پایدار و عمومی نیست، بلکه خود به عاملی برای افزایش نابرابری عملیاتی، بیاعتمادی و تضعیف بیشتر کسبوکارهای کوچک و متوسط تبدیل شده است. بخش مهمی از فعالان این حوزه، نه از سر انتخاب، بلکه به دلیل فشار عملیاتی و تهدید معیشتی، ناچار به حرکت به سمت مدلهای دسترسی محدود شدهاند؛ در حالی که این مدلها نیز پاسخگوی نیاز واقعی زیرساختی کسبوکارها نیستند.
اقتصاد دیجیتال، امروز دیگر یک بخش جانبی یا لوکس از اقتصاد کشور محسوب نمیشود. اینترنت برای میلیونها نفر، زیرساخت مستقیم اشتغال، درآمد، آموزش، ارتباطات، خدمات مالی، فروش، بازاریابی و دسترسی به بازار است. در چنین شرایطی، تداوم اختلال، بیثباتی و محدودسازی فراگیر اینترنت، تنها یک مسئله فنی یا ارتباطی نیست؛ بلکه مستقیماً با معیشت مردم، بقای بخش خصوصی و آینده اقتصاد کشور گره خورده است.














