به گزارش نقش فردا؛ الهام جوادی– تصاویر افتتاح یک کافهقنادی با نام «سورینت» در شهرک غرب تهران طی روزهای اخیر در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شد. رسانههایی مانند برترینها این مجموعه را متعلق به بابک زنجانی معرفی کردهاند و گزارشهای دیگری نیز از افتتاح «سورینت VIP» خبر دادهاند.
شاید افتتاح یک کافه در نگاه اول اتفاق چندان مهمی نباشد؛ اما وقتی نام بابک زنجانی پشت آن قرار میگیرد، ماجرا متفاوت میشود. نام زنجانی هنوز برای بسیاری یادآور پروندهای است که سالها یکی از بزرگترین پروندههای اقتصادی ایران محسوب میشد؛ پروندهای که سرانجام به صدور حکم اعدام برای او انجامید.
حالا اما تصویر متفاوتی از او در حال شکلگیری است: سرمایهگذاری که دوباره در حوزههای مختلف اقتصادی حضور دارد و نام شرکتها و پروژههای تجاری مختلف در کنار او دیده میشود.
بابک زنجانی؛ از یک تاجر جوان تا متهم پرونده نفتی
بابک زنجانی در دهه ۱۳۹۰ به یکی از شناختهشدهترین فعالان اقتصادی ایران تبدیل شد. نام او بیش از همه در جریان تحریمهای نفتی و تلاش برای فروش نفت و انتقال درآمدهای حاصل از آن مطرح شد.
بر اساس پرونده قضایی، او متهم بود که بدهی سنگینی به شرکت ملی نفت ایران دارد و در نهایت به اتهام افساد فیالارض به اعدام محکوم شد.
این پرونده فقط درباره یک فرد نبود؛ بلکه به یکی از نمادهای بحث درباره فساد اقتصادی، دور زدن تحریمها و سازوکارهای غیرشفاف انتقال پول نفت تبدیل شد.
در سال ۱۳۹۵ دادگاه، حکم اعدام بابک زنجانی و دو متهم دیگر پرونده را صادر کرد و این حکم در دیوان عالی کشور نیز تأیید شد.
اما داستان زنجانی در همانجا تمام نشد.
چرا حکم اعدام بابک زنجانی تغییر کرد؟
یکی از مهمترین نقاط عطف پرونده، بازگشت اموال و بدهیهای مورد مطالبه بود.
در سال ۱۴۰۳، مقامهای قضایی اعلام کردند که با استرداد اموال و بدهیهای زنجانی، زمینه استفاده او از ارفاقات قانونی فراهم شده و مجازات اعدام او به ۲۰ سال حبس تبدیل شده است.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا روایت ماجرا نباید به این شکل باشد که «زنجانی بدون پرداخت بدهی از مجازات فرار کرد». روایت رسمی قضایی، استرداد اموال و بدهیها را یکی از دلایل تبدیل مجازات اعلام کرده است.
بنابراین نقطه سؤال اصلی، نه فقط گذشته زنجانی، بلکه زندگی اقتصادی او پس از این مرحله است.
بازگشت دوباره به اقتصاد
در سالهای اخیر، بار دیگر نام بابک زنجانی در فعالیتهای اقتصادی شنیده شد.
تابناک در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ درباره فعالیتهای اقتصادی جدید او گزارشهایی منتشر کرد و از حضور او در حوزههایی مانند ارز دیجیتال و فعالیتهای اقتصادی جدید خبر داد.
از سوی دیگر، در وبسایت منتسب به خود زنجانی، او بهعنوان بنیانگذار گروه سورینت و گروه توسعه مالی و اقتصادی داتوان معرفی شده و حوزههایی مانند حملونقل، فناوری، تجارت، صرافی، طلا و املاک برای فعالیتهای این مجموعه ذکر شده است.
به این ترتیب، زنجانی دیگر فقط نامی در پروندههای قضایی نیست؛ بلکه بار دیگر بهعنوان یک فعال اقتصادی در فضای عمومی ظاهر شده است.
و حالا کافهقنادی سورینت، تازهترین تصویری است که از این بازگشت مقابل چشم افکار عمومی قرار گرفته است.
چرا یک کافه اینقدر خبرساز شد؟
پاسخ را باید در سابقه زنجانی جستوجو کرد.
اگر فردی معمولی یک کافه افتتاح کند، احتمالاً خبر آن فقط برای علاقهمندان به کافهگردی اهمیت دارد. اما وقتی صاحب یا چهره مرتبط با یک مجموعه، فردی با چنین سابقه قضایی و اقتصادی باشد، افتتاح همان کافه به یک موضوع اجتماعی تبدیل میشود.
واکنشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نیز نشان میدهد که بخش مهمی از بحثها نه درباره قهوه، شیرینی یا دکوراسیون کافه، بلکه درباره بازگشت یک چهره جنجالی به فعالیت اقتصادی است.
قانون چه میگوید و افکار عمومی چه میپرسد؟
از یک طرف، اگر مجازات فردی مطابق قانون تغییر کند و بدهیها و اموال مورد مطالبه نیز طبق اعلام رسمی مسترد شود، نمیتوان صرفاً با تکیه بر گذشته، هر فعالیت اقتصادی جدید او را غیرقانونی دانست.
از طرف دیگر، پروندههایی با این ابعاد فقط یک پرونده حقوقی نیستند؛ آنها اعتماد عمومی را هم تحت تأثیر قرار میدهند.
به همین دلیل، شاید مهمترین پرسش امروز این نباشد که «چرا بابک زنجانی کافه باز کرده است؟»
سؤال مهمتر این است:
چه میزان از جزئیات فعالیتهای اقتصادی جدید او برای افکار عمومی شفاف است؟
چه شرکتهایی اکنون تحت مدیریت یا مالکیت او هستند؟ سرمایه این فعالیتها از کجا تأمین شده است؟ چه نهادهایی بر آنها نظارت میکنند؟ و فعالیت اقتصادی فردی با چنین سابقهای دقیقاً تحت چه چارچوبی انجام میشود؟
اینها پرسشهایی هستند که پاسخ شفاف به آنها میتواند از شکلگیری شایعات و روایتهای متناقض جلوگیری کند.
از «مجرم اقتصادی» تا «کارآفرین»؛ فاصلهای که باید توضیح داده شود
یکی از نکات جالب درباره تصویر امروز بابک زنجانی، تغییر ادبیات پیرامون اوست.
در سالهای گذشته، رسانهها عمدتاً از او با عباراتی مانند متهم پرونده نفتی، بدهکار نفتی یا محکوم اقتصادی یاد میکردند. امروز اما در معرفی فعالیتهای اقتصادی او، عباراتی مانند سرمایهگذار، کارآفرین و بنیانگذار گروه اقتصادی نیز دیده میشود. در وبسایت منتسب به خود زنجانی نیز او «کارآفرین و سرمایهگذار ایرانی» معرفی شده است.
این تغییر تصویر، خود به اندازه افتتاح یک کافه قابل بررسی است.
آیا بازپرداخت بدهی و تغییر وضعیت قضایی، به معنای بازگشت کامل اعتماد عمومی نیز هست؟
پاسخ این سؤال را نمیتوان صرفاً با یک حکم دادگاه یا افتتاح یک کسبوکار مشخص کرد.
اعتماد عمومی چیزی نیست که با حکم قضایی ایجاد یا بازگردانده شود؛ بلکه به مرور زمان و با شفافیت عملکرد اقتصادی شکل میگیرد.
کافه سورینت؛ پایان یک پرونده یا شروع فصل جدید؟
افتتاح کافهقنادی سورینت در شهرک غرب شاید از نظر اقتصادی یک پروژه کوچک در مقایسه با فعالیتهای بزرگتر باشد، اما از نظر رسانهای اهمیت زیادی پیدا کرده است.
این کافه بار دیگر یک نام قدیمی را به فضای عمومی برگردانده؛ نامی که سالها با پرونده نفتی، میلیاردها دلار بدهی، حکم اعدام و سپس تغییر مجازات گره خورده بود.
حالا بابک زنجانی در تصویری تازه ظاهر شده است؛ تصویری از یک فعال اقتصادی که در حوزههای مختلف پروژه دارد و حتی برند سورینت را در قالب یک کافهقنادی لوکس به خیابانهای تهران آورده است.
اما یک پرسش همچنان باقی است:
آیا بازگشت قانونی به فعالیت اقتصادی، برای بازگشت اعتماد عمومی هم کافی است؟
شاید پاسخ این سؤال نه در یک کافه، بلکه در میزان شفافیت فعالیتهای اقتصادی بابک زنجانی در سالهای آینده مشخص شود.














