به گزارش نقش فردا – الهام جوادی؛ ماجرا اما تنها به چند تجمع یا چند موضع در فضای مجازی محدود نمیشود. پشت این تحولات، اختلافی جدی درباره نحوه مواجهه ایران با آمریکا، حدود مذاکره و چگونگی مدیریت شرایط پس از جنگ وجود دارد؛ اختلافی که در هفتههای اخیر بیش از گذشته خود را در فضای سیاسی کشور نشان داده است.
خبرآنلاین نیز در گزارشی به مجموعهای از این اتفاقات، از تجمع مقابل خانه حسن روحانی تا فشار برای استیضاح عباس عراقچی و طرح شعار «عزل پزشکیان» پرداخته است.
تندروها چه کسانی هستند؟
پیش از هر چیز باید یک نکته را روشن کرد؛ «تندروها» نام یک حزب یا تشکل واحد نیست. این عنوان در ادبیات سیاسی و رسانهای ایران برای مجموعهای از جریانها و چهرههای اصولگرای رادیکال به کار میرود که در موضوعاتی مانند سیاست خارجی، مذاکره با آمریکا و مسائل فرهنگی مواضعی سختگیرانهتر از بخش دیگری از جریان اصولگرا دارند.
در میان تشکلهای رسمی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی مهمترین مجموعهای است که معمولاً در این طیف قرار داده میشود. این جبهه در سال ۱۳۹۰ تشکیل شد و از تشکلهای اصولگراست. در ساختار فعلی اعلامشده آن، مرتضی آقاتهرانی رئیس شورای مرکزی و صادق محصولی دبیرکل جبهه پایداری هستند.

البته همه منتقدان دولت عضو جبهه پایداری نیستند و نمیتوان هر نماینده یا فعال سیاسی مخالف دولت را «تندرو» یا عضو این جبهه دانست. در سالهای اخیر، بخشی از نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و رسانهای نیز در موضوعات مشخصی با مواضع پایداری همجهت شدهاند.
از جمله چهرههایی که در جریان تحولات اخیر در انتقاد از سیاست خارجی دولت فعال بودهاند، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، است که اعلام کرده طرح استیضاح عباس عراقچی را در مجلس ثبت کرده است. او دیدار عراقچی با مقام آمریکایی در نیویورک را از محورهای اصلی انتقاد خود عنوان کرده است.
در سوی دیگر، افرادی مانند مهری طالبی دارستانی نیز در فضای سیاسی و مجازی مواضع بسیار تندی علیه دولت مطرح کردهاند و اخیراً صریحاً از «عزل پزشکیان» بهعنوان شعار خود سخن گفتهاند.
بنابراین وقتی از «تندروها» صحبت میکنیم، بهتر است منظور را یک شبکه سیاسی و فکری متشکل از چند جریان و چهره همسو بدانیم، نه یک تشکیلات واحد.
اختلاف اصلی بر سر چیست؟
یکی از مهمترین نقاط اختلاف، نحوه مواجهه با آمریکاست.
دولت پزشکیان و تیم دیپلماسی به دنبال آن هستند که از ظرفیت مذاکره و رایزنی برای مدیریت شرایط موجود استفاده کنند. در مقابل، بخشی از جریان اصولگرای رادیکال معتقد است مذاکره نباید به معنای عقبنشینی از مواضع راهبردی ایران یا پذیرش شروط آمریکا باشد.
نمونه روشن این اختلاف را میتوان در ماجرای عباس عراقچی دید.
در حالی که وزیر امور خارجه برای رایزنیهای دیپلماتیک در نیویورک حضور داشت، امیرحسین ثابتی از ثبت طرح استیضاح او خبر داد. محور اصلی انتقاد مطرحشده، دیدار عراقچی با استیو ویتکاف، نماینده آمریکا، و ادعای انجام این دیدار بدون هماهنگی لازم بود.
در مقابل، درباره سطح هماهنگی این دیدار روایتهای متفاوتی مطرح شده است. روزنامه اعتماد گزارش داده که در داخل کشور درباره اینکه این دیدار با چه سطحی از هماهنگی انجام شده، اختلاف روایت وجود دارد و حتی برخی مقامها آن را در چارچوب رایزنی دیپلماتیک ارزیابی کردهاند.
بنابراین مسئله فقط شخص عراقچی نیست؛ اختلاف اصلی بر سر حدود اختیارات دولت در دیپلماسی و چگونگی مذاکره با طرف آمریکایی است.
تندروها از مذاکره چه میخواهند؟
از مجموعه مواضعی که در ماههای اخیر از این جریان منتشر شده، میتوان چند محور را تشخیص داد.
حفظ اهرمهای راهبردی
یکی از تأکیدهای اصلی این جریان، حفظ توانمندیهای هستهای، ظرفیتهای دفاعی و نفوذ منطقهای ایران است.
میثم نیلی، از چهرههای رسانهای نزدیک به این طیف، در اظهارات اخیر خود خطاب به پزشکیان تأکید کرده که ایران نباید بر سر موضوعاتی مانند انرژی و مواد هستهای، تنگه هرمز و مسائل مرتبط با محور مقاومت وارد معامله شود.
این مواضع نشان میدهد که از نگاه این جریان، مذاکره زمانی قابل قبول است که به تغییر این مؤلفههای راهبردی منجر نشود.
مذاکره، اما نه به قیمت امتیازدهی
مخالفت این جریان با مذاکره لزوماً در همه موارد به معنای مخالفت با هر نوع گفتوگو نیست؛ مسئله اصلی، محتوا و نتیجه مذاکره است.
منتقدان دولت معتقدند گفتوگو با آمریکا نباید به توافقی منجر شود که آن را امتیازدهی یکطرفه ایران تلقی میکنند.
همین نگاه در اعتراضهای اخیر به دیدار عراقچی و ویتکاف نیز دیده میشود؛ برخی منتقدان معتقدند هرگونه گفتوگو با مقام آمریکایی باید در چارچوب مشخص و با هماهنگی کامل انجام شود. تسنیم نیز در گزارش خود به انتقادهایی اشاره کرده که دیدار عراقچی با نماینده ترامپ را از همین زاویه مورد حمله قرار دادهاند.
مخالفت با تغییر مسیر سیاست خارجی
بخش دیگری از اختلاف به این پرسش بازمیگردد که آیا شرایط جدید باید به سمت کاهش تنش با آمریکا حرکت کند یا ادامه تقابل راهبردی اولویت داشته باشد.
این اختلاف در ماههای اخیر بارها خود را نشان داده است. برای نمونه، کامران غضنفری، نماینده مجلس، پیشتر اعلام کرده بود که اگر عراقچی برای پایان دادن به جنگ تلاش کند، او را استیضاح خواهند کرد و برای پایان جنگ شروطی را مطرح کرده بود.
در چنین مواضعی، مسئله فقط مخالفت با یک وزیر یا یک اقدام دیپلماتیک نیست؛ بلکه اختلاف بر سر مسیر کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.
چرا پزشکیان هدف حملات قرار گرفته است؟
پزشکیان از ابتدای دولت خود بر استفاده از دیپلماسی برای کاهش فشارها و حل مسائل خارجی تأکید کرده است. به همین دلیل، هرگاه نشانهای از احتمال گفتوگو یا توافق میان ایران و آمریکا مطرح شده، بخشی از منتقدان دولت واکنش نشان دادهاند.
در روزهای اخیر نیز این مخالفتها به طرح شعار «عزل پزشکیان» رسیده است. مهری طالبی دارستانی در موضعی که رسانهها منتشر کردهاند، صریحاً از این شعار سخن گفته است.
همزمان، برخی چهرههای دیگر نیز رئیسجمهور را درباره هرگونه توافق احتمالی با آمریکا مورد هشدار قرار دادهاند.
به این ترتیب، پزشکیان برای این جریان تنها یک رئیسجمهور منتقد نیست؛ بلکه نمادی از مسیری است که میتواند در صورت موفقیت دیپلماسی، به کاهش تنش با غرب منجر شود؛ مسیری که بخشی از جریان اصولگرای رادیکال نسبت به پیامدهای آن نگرانی دارد.
اختلاف فقط سیاسی نیست
البته اختلاف میان جریانهای تندرو و دولت تنها به سیاست خارجی محدود نمیشود.
در مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز جبهه پایداری و جریانهای نزدیک به آن، مواضع سختگیرانهای دارند. سابقه فعالیت این جریان نشان میدهد که موضوعاتی مانند حجاب، اجرای سیاستهای فرهنگی و نقش ارزشهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در سیاست داخلی، بخش مهمی از هویت سیاسی آن را تشکیل میدهد.
به همین دلیل، اختلاف این جریان با دولت را نمیتوان صرفاً یک اختلاف بر سر مذاکره با آمریکا دانست؛ سیاست خارجی در حال حاضر مهمترین محل بروز اختلاف است، اما اختلافات در موضوعات داخلی نیز سابقه دارد.
آیا همه اصولگرایان با دولت اختلاف دارند؟
این تفکیک برای فهم فضای سیاسی فعلی اهمیت زیادی دارد. جریان اصولگرا یکدست نیست و میان اصولگرایان سنتی، نیروهای نزدیک به جبهه پایداری، نمایندگان مستقلتر و سایر طیفهای این اردوگاه، اختلاف نظرهای جدی وجود دارد.
حتی درباره نحوه مواجهه با دولت و مذاکره با آمریکا نیز مواضع متفاوتی مطرح شده است.
بنابراین نمیتوان مخالفت با دولت یا حتی انتقاد از عراقچی را بهتنهایی نشانه عضویت در جریان تندرو دانست.
آنچه جریانهای رادیکالتر را از سایر منتقدان متمایز میکند، مجموعهای از مواضع است که در آنها بر مقاومت حداکثری در برابر آمریکا، حفظ اهرمهای راهبردی، مخالفت با توافقی که آن را امتیازدهی میدانند و در برخی موارد فشار برای تغییر یا برکناری مسئولان دولت تأکید میشود.
سؤال اصلی چیست؟
اتفاقات روزهای اخیر نشان میدهد که اختلاف بر سر سیاست خارجی دیگر صرفاً در سطح اظهارنظرهای رسانهای باقی نمانده است.
وقتی یک سو از مذاکره و استفاده از ظرفیت دیپلماسی سخن میگوید و سوی دیگر، نمایندگان مجلس از ابزار استیضاح استفاده میکنند و فعالان سیاسی از عزل رئیسجمهور سخن میگویند، اختلاف وارد مرحلهای جدیتر میشود.
در این میان، مسئله مهم این است که تندروها دقیقاً چه میخواهند؟
پاسخ را باید در مواضع خود آنان جستوجو کرد: حفظ سیاست مقاومت، جلوگیری از توافقی که آن را عقبنشینی میدانند، حفظ ظرفیتهای هستهای و منطقهای و محدود کردن مسیری که ممکن است به توافق گستردهتر با آمریکا منجر شود.
اما اینکه این اختلافات در نهایت به تغییر سیاست دولت منجر شود یا نه، به تصمیمات نهادهای رسمی کشور و روند تحولات سیاسی و دیپلماتیک آینده بستگی دارد.
آنچه در حال حاضر روشن است، این است که اختلاف بر سر مذاکره و رابطه با آمریکا به یکی از مهمترین میدانهای رویارویی سیاسی میان دولت پزشکیان و بخشی از جریان اصولگرای رادیکال تبدیل شده است؛ رویاروییای که حالا از فضای مجازی و رسانهها به مجلس و خیابان نیز کشیده شده است.














