به گزارش نقش فردا؛ خودروهایی که زمانی نماد ارزانی بودند، خودشان به داراییهای چند صد میلیون تومانی تبدیل شدهاند و مدلهای جدیدتر بازار داخلی هم از محدوده یک میلیارد تومان عبور کردهاند. در بازار فعلی، حتی ارزانترین خودروهای صفر کیلومتر نیز دیگر آن تصویری را که از «خودروی اقتصادی» در ذهن مردم وجود داشت، ندارند.
برای فهم این اتفاق کافی است قیمتهای فعلی بازار را نگاه کنیم. در شهریور ۱۴۰۵، ساینا S در بازار آزاد حدود ۱.۳۹ میلیارد تومان، کوییک S حدود ۱.۳۸ میلیارد تومان و سهند S حدود ۱.۴۸ میلیارد تومان قیمتگذاری شدهاند. حتی خودروهایی که همچنان در دسته محصولات اقتصادی بازار قرار میگیرند، فاصله بسیار زیادی با قدرت خرید بخش قابل توجهی از خانوارها دارند. در همین بازار، پژو ۲۰۷ دندهای نیز به محدوده بیش از دو میلیارد تومان رسیده و قیمت برخی محصولات داخلی مانند تارا و دنا به مراتب بالاتر است.
این اعداد فقط یک جدول قیمت نیستند؛ تصویری از تغییر مفهوم «خودروی ارزان» در اقتصاد ایران هستند.
اگر قرار باشد یک کارمند یا یک خانواده متوسط بخش قابل توجهی از درآمد خود را برای خرید خودرو کنار بگذارد، دیگر نمیتوان خودروی یک میلیارد و چند صد میلیون تومانی را اقتصادی دانست. حتی اگر خودروساز آن را در مقایسه با مدلهای گرانتر بازار، محصول پایه معرفی کند، برای مصرفکنندهای که درآمدش با سرعت افزایش قیمت خودرو رشد نکرده، تفاوت چندانی میان خودروی ارزان و گران وجود ندارد؛ هر دو از دسترس او دور شدهاند.
مسئله فقط افزایش قیمت خودرو نیست. مشکل اصلی این است که درآمد مردم با همان سرعتی که قیمت خودرو افزایش پیدا کرده، بالا نرفته است. در نتیجه فاصله میان قیمت خودرو و توان خرید خانوارها هر سال بیشتر شده است. زمانی خرید یک خودروی اقتصادی ممکن بود با چند سال پسانداز انجام شود، اما امروز برای بسیاری از مردم حتی تأمین پیشپرداخت خرید خودرو هم به یک مسئله جدی تبدیل شده است.
بازار هم این تغییر را بهخوبی نشان میدهد. در دو هفته ابتدایی شهریور ۱۴۰۵، طبق یک گزارش بازار، حدود ۹۴ درصد خودروهای بررسیشده افزایش قیمت داشتند و میانگین رشد قیمت کل بازار حدود ۱۰.۵ درصد اعلام شد. نکته مهم این بود که افزایش قیمت فقط به خودروهای لوکس و وارداتی محدود نماند و محصولات اقتصادی داخلی نیز در این موج قرار گرفتند.
این یعنی حتی پایینترین پله بازار هم دیگر از افزایش قیمتها در امان نیست. اگر زمانی افزایش قیمت یک خودروی دو یا سه میلیارد تومانی میتوانست بهعنوان اتفاقی مربوط به بازار خودروهای گرانقیمت دیده شود، امروز رشد قیمت خودروهای یک میلیارد تومانی هم مستقیماً روی زندگی خانوارها اثر میگذارد.
وقتی ارزانترین خودرو هم دیگر ارزان نیست
یکی از دلایل اصلی این وضعیت، ساختار تولید خودرو در ایران است. بخش مهمی از هزینه خودرو به زنجیرهای وابسته است که از مواد اولیه و قطعات گرفته تا ارز، حملونقل، دستمزد، انرژی، هزینههای مالی و قیمت قطعات وارداتی را شامل میشود. وقتی هزینه تولید افزایش پیدا میکند، قیمت کارخانه بالا میرود و این افزایش بعد از مدتی خودش را در بازار آزاد نشان میدهد.
اما داستان به همینجا ختم نمیشود. بازار خودرو ایران سالهاست با فاصله میان قیمت کارخانه و بازار مواجه است. در شهریور ۱۴۰۵ برای برخی خودروها همچنان اختلاف قابل توجهی میان قیمت نمایندگی و بازار وجود داشت. برای نمونه، در یکی از جدولهای بازار، ساینا S حدود ۱.۳۹ میلیارد تومان در بازار قیمت داشت، در حالی که قیمت نمایندگی آن حدود ۹۹۳ میلیون تومان اعلام شده بود. برای سهند S نیز قیمت بازار حدود ۱.۴۸ میلیارد تومان در برابر حدود ۸۳۹ میلیون تومان قیمت نمایندگی گزارش شده است.
این فاصله بهتنهایی نشان میدهد که قیمت خودرو در ایران فقط تابع هزینه تولید نیست. عرضه محدود، تقاضای سرمایهای، انتظارات تورمی و جذابیت خودرو بهعنوان دارایی نیز روی قیمت نهایی اثر میگذارند. در چنین شرایطی، حتی اگر خودروساز محصولی را با عنوان اقتصادی تولید کند، بازار میتواند قیمت آن را به سطحی برساند که دیگر برای مصرفکننده عادی اقتصادی نباشد.
از طرف دیگر، خودروی اقتصادی در ایران سالهاست تعریف مشخصی ندارد. در بازارهای بزرگ جهان، خودروی اقتصادی معمولاً محصولی کوچک، کممصرف، نسبتاً ایمن و ساده است که برای حملونقل روزمره طراحی شده و قیمت آن متناسب با درآمد متوسط جامعه تعیین میشود. اما در ایران، خودروی اقتصادی بیشتر به خودرویی گفته میشود که نسبت به سایر خودروهای موجود ارزانتر است. این دو تعریف تفاوت بسیار بزرگی دارند.
به همین دلیل است که ممکن است خودرویی با قیمت بیش از یک میلیارد تومان همچنان «اقتصادی» نامیده شود. این خودرو لزوماً ارزان نیست؛ فقط از گزینههای گرانتر بازار ارزانتر است. تفاوت میان این دو مفهوم شاید روی کاغذ ساده باشد، اما برای خریدار ایرانی بسیار مهم است.
وقتی پراید به یک خودروی چند صد میلیون تومانی تبدیل میشود، پژو ۴۰۵ و سمند قدیمی قیمتهای سنگین پیدا میکنند و خودروهای اقتصادی جدید به بالای یک میلیارد تومان میرسند، مشکل دیگر فقط بازار خودرو نیست؛ مسئله به ساختار قدرت خرید جامعه تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، خودروهای دستدوم هم دیگر نقش سابق خود را ندارند. بازار کارکرده زمانی قرار بود مسیر ورود اقشار کمدرآمدتر به بازار خودرو باشد، اما وقتی قیمت خودروهای صفر بالا میرود، خودروهای کارکرده هم به دنبال آن افزایش قیمت پیدا میکنند. به همین دلیل است که حتی خودروهای ۱۰ یا ۱۵ ساله نیز امروز برای بسیاری از خانوادهها ارزان محسوب نمیشوند.
از طرف دیگر، هزینه تعمیر و نگهداری هم باعث شده خرید یک خودروی قدیمی همیشه به معنای انتخاب اقتصادی نباشد. ممکن است فردی برای خرید خودرو پول کمتری پرداخت کند، اما چند ماه بعد با هزینه سنگین تعمیر موتور، گیربکس، جلوبندی، سیستم خنککاری یا قطعات برقی مواجه شود. قیمت قطعات یدکی نیز طی سالهای اخیر افزایش قابل توجهی داشته و همین مسئله هزینه مالکیت خودروهای قدیمی را بالا برده است.
به این ترتیب، مصرفکننده ایرانی میان دو انتخاب سخت گرفتار شده است؛ خرید خودروی صفر گران یا خرید خودروی کارکردهای که ممکن است هزینه تعمیرات بالایی داشته باشد. گزینه سوم، یعنی یک خودروی واقعاً ارزان، کممصرف، قابل اعتماد و استاندارد، عملاً بسیار محدود شده است.
موضوع واردات هم نتوانسته این خلأ را بهسرعت پر کند. در تئوری، افزایش واردات باید با بالا بردن رقابت، خودروسازان داخلی را تحت فشار قرار دهد و گزینههای بیشتری در اختیار مصرفکننده بگذارد. اما در عمل، هزینههای واردات، نرخ ارز، تعرفهها و محدودیتهای مختلف باعث شده بسیاری از خودروهای وارداتی نیز با قیمتهایی عرضه شوند که برای بخش بزرگی از جامعه همچنان دور از دسترس است.
اجرای تعرفه ۱۰۰ درصدی واردات خودرو از ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ نیز یکی از عواملی است که نگرانی درباره اثرگذاری واردات بر رقابت بازار را افزایش داده است. گزارشهای بازار پس از اجرای این تعرفه نشان میدهند که فشار هزینهای واردات همچنان یکی از مسائل اصلی بازار خودرو است و نمیتوان صرفاً با افزایش تعداد خودروهای وارداتی انتظار داشت قیمت خودروهای داخلی بهسرعت کاهش پیدا کند.
مشکل دیگری که نباید نادیده گرفت، توقف یا محدود شدن تولید برخی مدلهای قدیمی بدون ایجاد یک جایگزین واقعاً ارزان است. وقتی محصولی از بازار خارج میشود، اگر جایگزین آن با قیمت بسیار بالاتر وارد بازار شود، در واقع بخش اقتصادی بازار کوچکتر شده است. ممکن است خودروی جدید از نظر تجهیزات، ایمنی یا فناوری بهتر باشد، اما مصرفکنندهای که توان خرید آن را ندارد، از این پیشرفت فنی بهرهای نمیبرد.
این همان نقطهای است که سیاستگذاری خودرو باید از شعار فاصله بگیرد. مردم فقط خودروی جدید نمیخواهند؛ خودرویی میخواهند که بتوانند بخرند، تعمیر کنند و سالها از آن استفاده کنند. اگر محصول جدید از نظر فنی بهتر باشد، اما قیمت آن چند برابر توان خرید خانوار باشد، از نگاه مصرفکننده نمیتواند جایگزین واقعی محصول قبلی محسوب شود.
بازار خودرو ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک محصول پایه واقعی نیاز دارد؛ خودرویی که نه صرفاً روی کاغذ اقتصادی باشد و نه فقط در مقایسه با خودروهای گرانتر ارزان به نظر برسد. چنین خودرویی باید قیمت قابل دسترس، مصرف سوخت منطقی، هزینه تعمیر پایین، قطعات قابل تأمین و حداقل استانداردهای ایمنی روز را داشته باشد.
مسئله مهم دیگر، رابطه مستقیم بازار خودرو با نرخ ارز و انتظارات تورمی است. حتی زمانی که معاملات کاهش پیدا میکند، قیمت خودرو لزوماً متناسب با کاهش تقاضا پایین نمیآید. فروشنده خود را با هزینه جایگزینی خودرو و شرایط اقتصادی آینده مقایسه میکند و خریدار نیز خودرو را بهعنوان یک دارایی قابل حفظ ارزش میبیند. همین رفتار باعث میشود خودرو از یک کالای صرفاً مصرفی فاصله بگیرد.
در چنین بازاری، کاهش تعداد معاملات الزاماً به معنی ارزان شدن خودرو نیست. ممکن است نمایشگاه خلوت باشد، خریدار قدرت خرید نداشته باشد و معامله کم شود، اما قیمت اسمی خودرو همچنان بالا بماند. این یکی از مهمترین تفاوتهای بازار خودرو ایران با یک بازار رقابتی و سالم است.
واقعیت این است که بازار خودرو ایران دیگر خودروی ارزان ندارد، چون «ارزان بودن» از خود خودرو جدا شده و به نسبت قیمتها تعریف میشود. امروز یک خودرو ممکن است در مقایسه با خودروی چهار میلیارد تومانی، اقتصادی باشد، اما برای خانوادهای که درآمدش اجازه خرید آن را نمیدهد، این واژه هیچ معنایی ندارد.
وقتی ارزانترین خودروهای صفر کیلومتر به محدوده بالای یک میلیارد تومان رسیدهاند و حتی خودروهای قدیمی و کارکرده نیز چند صد میلیون تومان قیمت دارند، باید پذیرفت که مسئله اصلی بازار فقط قیمت خودرو نیست؛ مسئله، شکاف میان قیمت خودرو و درآمد مردم است.
تا زمانی که این شکاف ترمیم نشود، هر خودروی جدیدی که با عنوان اقتصادی وارد بازار شود، بعد از مدتی به همان سرنوشت قبلی دچار خواهد شد. خودروی ارزان اگر واقعاً ارزان نباشد، فقط نام اقتصادی را یدک میکشد. بازار خودرو ایران امروز بیش از هر چیز به محصولی نیاز دارد که برای جیب مردم طراحی شده باشد، نه محصولی که فقط در جدول فروش خودروساز، ارزانترین گزینه محسوب شود.
منبع: تابناک














